تبلیغات
love story - تیلور
بیو گرافی:
نام :Taylor Alison Swift
متولد: ۱۳ دسامبر ۱۹۸۹
اهل: پنسیلوانیا، آمریکا
سبک: کانتری، راک، پاپ
زمینه فعالیت: خواننده و شعر نویس
مسلط بر: گیتار و پیانو
شروع کار: ۲۰۰۶
تیلور آلیسون سویفت خواننده جوان 20 ساله آمریکایی سبک پاپ/کانتری است که در تاریخ 13 دسامبر 1989 در آمریکا متولد شد.در سال ۲۰۰۶ او نخستین آهنگش بنام Tim McGraw، را منتشر کرد که رتبه ششم را در بیلبورد به دست آورد. در اکتبر ۲۰۰۶ او نخستین آلبومش را که نام خودش را برای آن انتخاب کرده بود منتشر کرد، که ۵ آهنگ آلبومش در جدول بهترین آهنگ‌های کانتری قرار گرفت. او همچمنین دارای گواهی‌نامه پلاتین سه گانه از انجمن صنعت ضبط آمریکا (RIAA) می‌باشد.پس از آن او در سال 2008 آلبوم دومش را با نام Fearless عرضه کرد
برطبق آمار نیلسن سانداسکن پر فروش ترین خواننده کانتری سال ۲۰۰۸ با فروش بیش از چهار میلیون آلبوم در آمریکا بوده همچنین جزِء اولین خواننده در تاریخ نیلسن ساند اسکن نام گرفت که در جدول ۱۰ موزیک برتر سال ۲ آلبوم از او وجود داشت، در اوایل ژانویه ۲۰۰۹ هم اولین خواننده کانتری شناخته شد که بر طبق آمار دو میلیون آهنگ از او دانلود شده بود!

تیلور: من عاشق نوشتن ترانه های صادقانه ام كه نام افراد حقیقی در اون باشه و سپس روی سن اجرا بشه به همراه تمام احساسات و هیجانها در حضور 15000 نفر. كاغذ سیاه كردن و مداد كاری و وقت تلف كردن بیخودی چیزی نیست كه من میخوام.
قراردادی كه رهاش كرد: وقتی كه 13 سالم بود من یك ملاقات با RCA Records داشتم و آنها گفتند كه میخواهند من توی یك قرارداد بزرگ ثبت نام كنم. این یعنی آنها میخواهند تماشات كنند ولی امیدی به ساختن یك آلبوم بهت نمیدند. مثل پسری كه میخواد باهات قرار ملاقات بزاره ولی نمیخواد دوست پسرت بشه. بعد از یك سال سبك خواندنتو تغییر میدی و بعد تازه آنها تصمیم میگیرن كه بزارنت كنار یا باهات یك قرارداد ضبط كنند. اونا تصمیم گرفتن كه منو كنار بزارن و منم یك گزینه بیشتر نداشتم. یك تصمیم دشوار گرفتم كه در وجود خودم فقط رخ داد.
در كنار برنامه ی شلوغی كه اون داشت : این همیشه دور از دسترس به نظر میاد ولی با این وجود اگر من قرار ملاقات بزارم با پسری كه توی Nashville همسایه ی رو به رویه منه ولی من حاظرم پرواز كنم تا ببینمش یا حتی اونو پرواز بدم تا بیاد منو ببینه. این بیشتر به نظر میاد كه با زمان بندی من تداخل داشته باشه و من همیشه آماده ی رسیدگی به برنامه هام توی زندگی هستم. البته اگه كسی رو ببینم كه برام ارزش داره مطمئنن این شیوه ی فكر كردن رو فراموش میكنم!
در مورد اعتیادش به كارش: بله من واقعا بی قرار میشم اگه حتی یه روز و نیم هم كار نكنم. من یك رویای تكرار شونده دارم كه اونم اینه كه مردم صف بكشن كنار تختم برای امضا و ازم عكس بگیرن.
یك روز ویژه توی سفرهاش: در یك روز معمولی من 5 یا 6 تا مصاحبه ی مختلف میكنم. اگر ما در یك مكان زیبا باشیم من حتما اون مكان رو بازدید میكنم. و امروز میخوام برم یه سر به ساحل بزنم. قرار ملاقات و برنامه ی من ساعت 5 بعد از ظهر شروع میشه و نمایش ساعت 8 شب. بعد از آن هم یك قرار ملاقات با عده ی زیادی از مردم و بعد از آن با كسانی كه توی مسابقات رادیویی برنده شدند.
در مورد دندانهای مرتبش: من فكر نمیكردم یك پارتنر برای رقص توی مدرسه بشم (حتی زمانی كه بودم) به خاطر میارم وقتی رو كه مدرسه میرفتم و دخترایی رو توی دستشویی میدیدم كه هر دوشنبه به خاطر كارهایی كه توی پارتی انجام داده بودند گریه میكردند. اما اینا دقیقا همون چیزایی هست كه من میخواستم انجام بدم ولی نمیتونستم. بعضی وقتا كسی منو دعوت نمیكرد چون دوستام میدونستن كه بالاخره دعوا میشه. من بعدها فهمیدم كه اكیپ دوستایی كه با هم برای شام میریم بیرون دوست دارند كه یك شب آروم و بی سر وصدا رو بدون نگرانی از كسایی كه هر یك ثانیه در میون می یومدن سر میزمون و خواستار بودن رو




تاریخ : پنجشنبه 1391/06/30 | 01:30 بعد از ظهر | نویسنده : ANISA GOMEZ | نظرات